تا حالا گذارتون به اداره های دولتی افتاده؟ تعدادی ارباب رجوع منتظر هستند تا نوبت آنها شود و کارشان را انجام دهند . یک دفعه وقت نماز می شود. همه ارباب رجوع ها باید بروند از اتاق بیرون. درب اتاق بسته و احیاناً قفل می شود. زیر پای ملت علف سبز می شود. داخل اتاق احتمالاً نمازی خوانده و قطعاً نهاری و چرت بعد از نهاری صرف می شود. بعد از حداقل نیمساعت درب اتاق باز شده و کار ملت دوباره احتمالاً راه می افتد.
میگن نماز سر وقت خوب است. اما نه اینکه کار ملت را بخوابانید و بایستید به نماز!
مگه نگفتن عبادت به جز خدمت خلق نیست ؟!

به اکثر وبلاگ ها که سر می زنم یکی دارد از عشق میگه . اکثراً وقتی عاشق میشن ، شاعر میشن . یاد شعر های حافظ و سعدی و مولانا می افتند . یکی از چشمش میگه ! یکی دیگه گیر داده به ابرو ! یکی از موهاش میگه! یکی دارد بی قراری میکند. یکی دیگه هم زده به سیم آخر و میگه برو به جهنم . اما یادت باشد یکی اینجاست که تا ابد تو را از یاد نمی برد!![]()
یاد اولین عشق خود بیفتید . خیلی از ما هنوز اندر خم آن عشق اولی مانده ایم و هنوز سرمون واسش درد میکنه . آیا واقعا به درستی عاشق شده بودیم ؟ چرا عاشق بودیم ؟ ( سئوال بی جواب برای عشاق جوان ) . مگه اون کی بود؟ نکنه خوشگل بود و احیاناً خوب عشوه ای هم داشته ؟! خیلی آقا یا خانم بود ؟ نکنه خوشگل می رقصید؟
حتی درست با طرف حرف نزدیم . اما عاشقش شدیم ! احیاناً گریه هم براش کردیم ! در حالیکه نمی دونستیم که طرف طرز فکرش چیه ! و هزار تا چیز دیگر !
بابا جون ، آخه مگه آسمان شکافته شده و ایشان از آن بالا افتاده پایین ؟!![]()
فرودگاه مهرآباد تهران
ساعت 22:45 ، ساعت پرواز 23:00
در مانیتور نوشته : کرمان – پذیرش مسافر . و هنوز در حال گرفتن بار از مسافرین هستند.
رفتم سراغ اطلاعات پرواز
− ببخشید خانم ، پرواز تاخیر دارد ؟
خانم با حالتی که انگار سئوال من خیلی بی خود بوده و با یک نگاه به مانیتور روبروش گفت :
− نخیر آقا ، چرا تاخیر ؟! بفرمایید ، به موقع صداتون می کنیم .
نکته قابل توجه اینکه در فرودگاه مهرآباد ، از زمانی که اعلام کنند که مسافرین برای سوار شدن به هواپیما به گیت فلان مراجعه کنند ، معمولا 30 دقیقه طول می کشد تا هواپیما از زمین بلند شود.
و البته در نهایت هواپیما در ساعت 23:15 از زمین بلند شد! که خوب این 15 دقیقه که اصلا مهم نیست! خدا وکیلی برای من هم مهم نبود ها ! اما وقتی که مسئولین فرودگاه این 15 دقیقه را اصلا تاخیر به حساب نمی آورند ، خوب یک جاهایی از آدم یک کمی جزئی دچار سوزش می شود ، دیگر !
شاید هم این 15 دقیقه یک حالت ایده آل است و من هم بسیار شانس آورده ام که این حالت ایده آل نصیب من شده است . و اصلا حالا که درست نگاه می کنم ، می بینم که یک تشکر هم به مسئولین هواپیمایی بدهکار شدم که!

